صفحه اصلی | جستجوی پیشرفته | جمعه ٠٣ آذر ١٣٩٦
صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > کانون خانواده مهمترین عامل ایجاد رضایت و سلامت افراد است


  چاپ        ارسال به دوست

کانون خانواده مهمترین عامل ایجاد رضایت و سلامت افراد است

کانون خانواده ، مهمترین عوامل خشنودی و سعادت افراد که تامین کننده سلامت و افزایش امید به زندگی است را در آنها ایجاد می کند.

دکتر علی صاحبی استاد روانشناسی در سمینار تخصصی آموزشی خانواده ، تحولات بنیادین عصر حاضر و چالش های پیش رو در جمع خانواده های کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز شرق در شهرک نفت شهرستان سرخس با اشاره به نقش و اهمیت بنیادین خانواده در احساس رضایت و خشنودی درونی اظهار داشت : خشنودی یا رضایتمندی از زندگی اساس و عصاره و هدف نهایی هر کدام از کارهای انسان است . خوشبختی و سعادت مقصد غایی تمامی رفتارهای بشر به حساب می آید . برای اینکه خوشبختی را به صورت ملموس در آوریم اسم آنرا به رضایتمندی و خشنودی از زندگی تعبیر می کنیم. .انسان اگر به دنبال رفتار و کاری می رود و در آن رضایت و خشنودیش تامین نشود از آن پرهیز می کند. این لذت توام با رشد و تحول است . یکی از کارهایی که انسان برای رسیدن به احساس سعادت و خشنودی انجام می دهد ، امر ازدواج است .

وی افزود : ازدواج به عنوان یک قرارداد اجتماعی تحکیم بخش روابط انسانهاست .گرچه به صورت فطری در خزانه ژنتیک انسان نیست ولی انسانها در هر مرحله از تاریخ با تعیین چارچوب ها و بر اساس فرهنگ جوامع خود ، غریزه جنسی را که به صورت فطری وجود دارد ، به سمت و سوی ازدواج هدایت نموده و باعث تکامل جوامع خود شده است. در این رابطه و قرارداد دو طرف به عهد و پیمان نوشته در مفاد آن پایبند هستند . این رابطه به صورت انحصاری است و فرزند آوری و تربیت آنها هم در این پارادایم معنا می یابد.

دکتر صاحبی با بیان اینکه شکل گیری ازدواج برای پرهیز بشر از تنهایی و رسیدن به تکامل شخصیتی است ، اظهار داشت : شکل گیری نهاد خانواده باعث تحکیم روابط اجتماعی و گریز از تنهایی بشر شده است و زندگی جمعی در ذیل این فرهنگ صورت گرفته است. در مفهوم سنتی، ازدواج طرفین بر اساس نیازهای خود و کسب رضایت و خشنودی به آن گام می گذارند و دو عنصر اساسی هستی خود یعنی انرژی و زمان را به ودیعت می گذارند و به صورت تمام و کمال در این رابطه حضور می یابند. نکته قابل ذکر در روابط زناشویی این است که با وجود شراکت تمام عیار زن و مرد ، هیچ کدام از طرفین نمی توانند به صورت کامل خوشبختی را به دیگری هدیه دهد بلکه هر فرد برای رسیدن به شکوفایی و رشد شخصیتی نیازمند ممارست و جهد خود می باشد.

به گزارش روابط عمومی شرکت نفت مناطق مرکزی ایران ، دکتر صاحبی با ترسیم شکل گیری جوامع در گذر تاریخ و عبور از مرحله دوران کشاورزی با ساختار فئودالی به سمت جوامع صنعتی تصریح کرد : زندگی اجتماعی انسانها با گذر از سنت و فرهنگ فئودالی و تغییر نگرش و باور به هستی به سمت و سوی صنعتی شدن گام برداشت. در مراحل قبل که بنیاد اقتصادی خانواده بر پایه کشاورزی بنا شده بود و روابط زن و مرد به صورت هم وابستگی تعریف می شد ، دچار تغییرات اساسی شد . در دوران گذشته نقش زنان مختص به فعالیت های درون خانواده یا مشارکت در کار کشاورزی بود و زنان استقلال کامل نداشتند و سنت های حاکم و خانواده به صورت گسترده بود و بر اساس آن ساختار بزرگان خانواده سهم مهمی در رفع مشکلات داشتند . اما با عصر صنعتی شدن و با وجود التزام به نیروی کار ، زنان نیز در این جریان اقتصادی سهیم شدند و استقلال فکری و مالی برای آنها به وجود آمد .خانواده های گسترده به سمت هسته ای شدن سوق پیدا کرد . در روابط زن و مرد در کانون خانواده دلبستگی جایگزین وابستگی شد. و این دلبستگی می توانست با کمترین خطا و لغزش دستخوش تغییر شود و با توجه به اصل اقتصادی این ذهنیت به وجود آمد که برای رفع این مشکل به دنبال جدایی و یافتن جایگزین باشند. بهبود روابط کمتر در دستور کار قرار گرفت.

وی درباره سیر تطور تاریخی زندگی بشر خاطرنشان کرد : مدرنیته با تحولات شگرف اققتصادی و صنعتی ، جای خود را به عصر اطلاعاتی یا پست مدرن داده که به انفجار اطلاعات در همه عرصه ها منجر شده است . امور قطعی جای خود را به نسبیت ها سپرده و گونه ای از سرگردانی در این دنیای اطلاعات برای بشر به بار نشسته است. طی چند دهه گذشته پیشرفت تکنولوژیک در قیاس با چندین قرن بوده و زندگی انسان در این بعد شامل دگرگونی های شگرف شده است. ابزارهای الکترونیکی مثل گوشی ها هوشمند و رایانه ها روابط انسانها را در قالب الگوی مجازی فروکاسته و این تنهایی و انزوای ناخواسته محصول این تغییرات است و بخش عمده ای از نیازهای انسان در استفاده از این ابزارهای ارتباطی ، پر کردن این خلا درونی است و از مضرات آن می توان به اختصاص وقت اندک به زندگی مشترک برشمرد.

این استاد دانشگاه بازتعریف روابط زناشویی و کوشش برای ثبات و سازگاری آنرا یک الزام دانست و اظهار داشت : بازتعریف روابط زناشویی و تحکیم بنیاد خانواده نیازمند ممارست جدی و کوشش تعاملی افراد خانواده و زوجین است . پس از افول اساس و بنیادهای سنتی که برای هر پرسش بشر جوابی درخور داشت ، در شرایط کنونی چیزی جز کوشش در راه شناخت بیشتر و تبادل افکار و احساسات و استفاده از نظرات صاحبان اندیشه که اکنون جایگاه سنتی بزرگان قوم ، راهنمایان و افراد کاردان سابق را گرفته اند ، می توانند از تبعات منفی عصر جدید بکاهند و زندگی بشر از انزوای ناخواسته و فردیت خودخواهانه به سوی زندگی جمعی و بسط زندگی خانوادگی سوق پیدا کند. در روزگار گذشته زن محور درونی خانواده محسوب می شد و به عنوان الگو و اسطوره زن- مادر به شمار می رفت و قداست و جایگاه ویژه داشت . در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات ، بر دانش و آگاهی زنان به حق و حقوق اجتماعی آنها افزوده شده و نقش اجتماعی نیز بر اسطوره سابق افزوده شده است. زنان در عصر جدید علاوه بر کارکرد اقتصادی و اجتماعی ، بخش مهمی از وظیفه تربیت فرزندان و امور تحصیلی آنها را به عهده دارند.

وی افزود : مردان نیز در این دوران نقش و کارکرد اقتصادی آنها پررنگ تر شده و سیر تحولات بر ساختار فکری آنها تاثیر غیر قابل انکار گذاشته است. مهمترین شاخصه دوران صنعتی و اطلاعاتی ، تخصصی شدن کارهاست و این تخصصی شدن باعث شده که هر روز مردان و زنان برای ارتقای جایگاه شغلی و سازمانی به آموزش جدید استفاده از ابزار و تکنولوژی ها روی آورند که این هم در بهبود کارها تاثیر دارد و هم استرس و اضطراب ها را برای آنها در پی داشته باشد. از دیگر فاکتورهایی که تشدید کننده اضطراب مردان به حساب می آید ، بحث افزایش بهره وری توسط کارفرمایان و بی ثباتی شغلی است. فرهنگ غالب بر صنایع و مشاغل استفاده حداکثری از توانمندی نیروی انسانی جهت دستیابی به بهره وری بیشتر است که این آثار پاراداکسیکال دارد . هم باعث افزایش ثروت افراد و هم تخصص بیشتر آنها و از سوی دیگر ممکن است که بانی از دست دادن شغل و فشارهای کاری آنها از سوی کارفرمایان شود. در این باره نقش مردان و زنان در درک همدیگر بسیار حیاتی است و باید فضای خانه از تحمل بار اضافی استرس و فشارهای روانی کاسته شود و این مستلزم مشارکت بیشتر ، ایثار و فداکاری زوجین است تا رضایت و خشنودی زندگی زناشویی آنها تامین شود. حفظ رابطه مهمترین اصل محسوب شده و هر چه این رابطه بالنده تر باشد حظ و بهره طرفین بیشتر خواهد شد.

دکتر صاحبی رفتارهای انسانها را بر اساس دو امر ارضای نیازها و خواسته ها دسته بندی کرد و شکل گیری ازدواج را در راستای تامین این دو خواسته دانست و درباره این نیازها تاکید کرد : این نیازها شامل کسب عشق و محبت ، احساس موفقیت و شایستگی ، آزادی بیشتر و بدست آوردن احساس امنیت روانی و مادی می شود و زن و مرد برای کسب این عوامل به ازدواج روی می آورد.

بر اساس این گزارش : بروز تعارض و تضاد منافع زوجین یک امر ناخواسته است و با شناخت آن می توان در رفع و کم رنگ شدن آن کوشید، در این باره دکتر صاحبی ، بیان داشت : با توجه به اینکه در یک رابطه بر اساس متفاوت بودن ساختار فکری ، شخصیتی و جنسی افراد و نوع تربیت آنها تضاد منافع و تعارض رفتار صورت می گیرد و در امر زندگی مشترک نیز این امر غیر قابل کتمان است به ناچار برای رسیدن به ثبات و سازگاری باید در پی رفع این تعارض ها باشند. نخستین واکنش رفتاری در پی بروز تعارض ، کنترل طرفین ، حس افسردگی و پرخاشگری است. در بخش کنترل طرف مقابل را مجبور به انجام کاری می کنند که به انجام آن علاقمند نیست و ممکن است دست به مقاومت بزند یا با ایذا و آزار کلامی سعی در کنترل او دارد. یابرای حفظ آبرو و آرامش در محیط خانه رفتار کنترلی آنها به صورت انفعالی باشد . همه این امور باعث رخت بربستن صمیمیت و مهربانی از کانون خانواده می شود.

وی ریشه شکل گیری رفتارهای کنترلی را به باور ناصواب ذهنی افراد مرتبط دانست و تصریح کرد : ریشه این رفتار کنترلی به باور غلط افراد برمی گرد که از دریچه ذهن خود رفتار دیگران را تعبیر و تفسیر می کنند وخواهان آن هستند که فرد مقابل مطابق نقشه ذهنی آنها رفتار کند. این در حالی است که با توجه به تفاوت های یاد شده فردی و تربیتی ، نمی توان تغییری در باور طرف مقابل ایجاد کرد بلکه بایستی این تفاوت ها را پذیرفت و سازگاری و مخرج مشترک را در یک رابطه لحاظ کرد و در پی رشد فردی و اصلاح الگوهای فکری ناصواب خود بود. این یک امر درونی است و نیازمند شناخت و معرفت دارد . حاصل مبارک این شناخت آن خواهد بود که دیگر حال بد و ناخوشایند خود را به عوامل بیرونی تعمیم نمی دهیم و محرک های خارجی و رفتارهایی که چندان به مذاق فرد نیست باعث آشفتگی او نخواهد شد و از میزان خودمحوری و خودخواهی نامعقول فرد کاسته می شود. دیگر فرد خود را به حیث اخلاقی محق نمی داند که رسالت تغییر فرد دیگری را به عهده گیرد بلکه این رفتار را در قبال خود پیش میگیرد. رفتارهایی همچون شنونده خوب بودن ، مشارکت و همکاری با زوجین در انجام کارهای محوله ، داشتن روابط دوستانه به جای خصمانه ، تشویق و ترغیب طرفین و انجام مذاکره سازنده باعث بهبود روابط زناشویی می شود .بحرانی ترین روابط زناشویی هم با اصلاح و سازگاری قابل بهبود و بهتر شدن است و مضار جدایی از منافع آن کمتر است.

 


١٤:٤٧ - دوشنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٦    /    شماره : ١١٩٩٤    /    تعداد نمایش : ٧٠٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




ارتباط با ما
آدرس دفتر مرکزی :
تهران ، خیابان طالقانی، روبروی وزارت نفت, پلاک 390
87520 21 +98
info@icofc.ir
آمار بازدید
بازدید این صفحه : 2782394
بازدید امروز : 3770
کل بازدید : 10634977
بازدیدکنندگان آنلاين : 8
زمان بازدید : 0.2187
پیوند ها
© Copyright 2014 Iranian Central Oil Fields Co. All Rights Reserved.